
در من تنهايي سخت
دوري ازتو سختر
بهر چه جدايي از بخت
از زهر عسل تلختر
به تن مرگ باشد رخت
عروس برف از من لختر
كي اجل به فاصله گفت
بين ما از تار مو نازكتر
دردتو به جان كه رفت
به راه سرخ رگ سرختر
جغدشوم به شب خفت
لرزه براندام مرگ لرزانتر
گوشه چشم بر من ترس
باريك سفيد بر شب سفيدتر ..(روح)
كجا پرسه زند وحشت
به جان خريدم هر لحظه مرگ آسانتر
بريك نگاه برسايه اي جست
بر زمين به پهناي بزرگ بلند تر
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۴/۱۲/۰۶ ساعت ۱۰:۹ ق.ظ توسط asall
|
برچسب:
نویسنده: آرشان صفری
تاريخ: دوشنبه
25 بهمن
1400 ساعت: 2:06